تبليغاتX
به ر خودان ژ یانه
زندگی=مبارزه
به ر خ_________________________ودان ژیانه
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 2:50  توسط امیر خان | 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 2:46  توسط امیر خان | 

مجسمه آزادی
    The Statue of Liberty


    
    تاریخچه
    
    
تاكنون در زمینه آثار چشمگیر جهان مطالبی تهیه نموده ایم. حال نیز می خواهیم درباره تاریخچه ساخت مجسمه آزادی مقاله ای ارائه دهیم، امیدواریم كه مورد توجه تان قرار گیرد. در ابتدا چكیده ای از زندگی و سرگذشت مجسمه ساز و طراح مجسمه آزادی مطالبی بیان می كنیم تا با این هنرمند چیره دست آشنا شوید. «فردریك آگوست بارتلدی» Frederic Auguste Bartholdi طراحی و ساخت مجسمه آزادی در آمریكا را به عهده داشت. او در «كولمار» فرانسه در 2 آگوست 1834 به دنیا آمد. خانواده اش از طبقه ی متوسط جامعه بود. پدرش، یك زمین زراعی كوچك داشت و از طریق كشاورزی امرار معاش می كرد. وقتی فردریك 2 ساله بود پدرش را از دست داد و مادرش «شارلوت » سرپرستی خانواده را به عهده گرفت. فردریك به مادرش بسیار علاقه مند بود. حتی عده ای می گفتند او مادرش را مدل طراحی برای ساخت مجسمه ی آزادی قرار داده است. او از كودكی به نقاشی علاقه نشان می داد و از صورت مادرش تصاویر زیادی را ترسیم كرده بود. در آن زمان هنر مجسمه سازی در فرانسه رواج زیادی داشت. او نیز مطابق علاقه اش مجسمه سازی و پیكر تراشی را برگزید. هم چنین در آن دوران رسم بود مردم ثروتمند و متمول و سیاستمدار مجسمه ای از پیكر در منزل خود داشته باشند. آوازه مجسمه سازی فردریك نوجوان همه شهر را پر كرده بود. 18 سال بیش نداشت كه «جان راپ» ژنرال ارتش ناپلئون بناپارت از او خواست تا پیكره ای از او بسازد. فردریك از همان اوایل كارش دوست داشت مجسمه هایش را در اندازه های بزرگ طراحی نماید و بسازد. او مجسمه ای از هیكل ژنرال به طول 4 متر ساخت مجسمه آن قدر طبیعی بود كه چشمان همه را خیره كرد. از همان موقع همه به هنر او واقف شدند و كارهای زیادی به او پیشنهاد شد. هنر پیكره تراشی و طراحی او به مصر نیز رسید. در آن زمان فرانسه توانسته بود مصر را زیر سلطه ی خود بگیرد. در سال 1862 «اسماعیل پاشا» فرانروای مصر به او پیشنهاد طراحی نقشه كانالی از دریای مدیترانه به دریای سرخ كه بعدها به همان «كانال سوئز» معروف شد را طراحی نماید. او با موفقیت نقشه ای طراحی كرد. هنر او جهانی شده بود.
    
در دوران انقلاب سوم فرانسه كلمه Liberty (آزادی) كلمه نو و جدیدی بود. فردریك به آمریكا دعوت شد. حكومت دموكراسی آمریكا تصمیم گرفت برای ایجاد رابطه ی دوستی میان فرانسه و آمریكا پیشنهاد طراحی یك مجسمه سمبلی از آزادی به فردریك را داد. اما او گفت باید مكان مجسمه را خودش تعیین كند. او در ژوئن 1871 سواحل نیویورك را برای استقرار مجسمه انتخاب نمود. بیانات او به صورت نامه در موزه ی نیویورك نگهداری می شود. او اظهار داشت كه: «به من گفتند پیكری را طراحی كن كه وقتی به آن بنگرند شگفت زده شوند. در یك صبح بهاری و یك روز ابری تنها این مجسمه بدرخشد و مشخص باشد. من نیز با مطالعه دقیق بر روی مكانهای مختلف به این نتیجه رسیدم كه نیویورك بهترین مكان برای نشان دادن مجسمه است. زیرا نیویورك دروازه آمریكا می باشد».
    انگشتان سحرآمیز فردریك مانند همیشه یادبودی جادوانی به جا گذاشت. سفرش به آمریكا مانند مصر موفقیت آمیز بود و توجه همگان را به خود جلب كرد. او اظهار داشت همه چیز در آمریكا بزرگ است پس من هم باید مجسمه را بزرگ طراحی كنم و بسازم. هرجا كه می رفت دفتر طراحیش همراهش بود. آمریكایی ها به او سفارش می كردند آنچه را كه می سازد باید در جهان بی نظیر باشد. در سال 1874 او به فرانسه بازگشت و تصمیم گرفت در سرزمین خودش پروژه اش را به پایان برساند. او به مقامات بلند پایه ی آمریكایی گفت: از فرانسه سوغات خوبی خواهم آورد آن هم مجسمه ی آمریكا است. فرانسه نیز برای نشان دادن دوستی اش به آمریكا پذیرفت كه در هزینه ی ساخت مجسمه سهیم باشد. فردریك در كشورش شروع به كار كرد. زنی با وقار كه برروی پایه ای ایستاده و تاجی بر سرگذارده و در دست راستش مشعلی فروزان و در دست چپش لوحی قرار دارد. او طراحی مجسمه اش را در نمایشگاه بین المللی فیلادلفیا به نمایش گذاشت و مورد پسند همگان قرار گرفت. بعد از تایید طرحش او ساخت مجسمه را در فرانسه آغاز كرد. البته مهندس «ایفل» سازنده ی برج ایفل در فرانسه مهندسی ساختار مجسمه را به عهده داشت. 20 نفر روزی 10 ساعت هر 7 روز هفته به كار گماشته شدند تا هر چه سریع تر كار مجسمه به پایان برسد. در 4 جولای 1876 فردریك به جزیره ی «بدلو» Bedloe محل استقرار مجسمه رفت جایی كه 8 سال بعد به نام جزیره «آزادی» تغییر نام یافت. او در 20 دسامبر 1876 با «جوان امیلی» ازدواج كرد. بعد از ازدواجش با پشتكار بیشتری كار می كرد. 28 اكتبر 1886 تعطیل عمومی بود. باران می بارید و همه جا را مه فراگرفته بود. مجسمه به پایان رسیده بود و آماده پرده برداری بود. یك میلیون نفر برای دیدن این مجسمه از گوشه و كنار آمریكا آمده بودند. با مشاهده ی پیكره زیبا شگفت زده شدند. شعرا به توصیف آن پرداختند و به عنوان یك سمبل برای آمریكا معرفی شد. در شعرها و داستانها از مجسمه آزادی یاد می كنند و آن را توصیف می نمایند.
    این مجسمه در قسمت بالایی خلیج نیویورك در جزیره ای در فاصله ای كوتاه از ساحل نیوجرسی قرار دارد. این جزیره در سال 1600 به نام «كیوشك» نام پرندگانی كه به آنجا مهاجرت می كردند بود. در آن زمان سرخپوستان در آنجا سكنی داشتند. اما در سال 1630 توسط سفیدپوستان تصاحب شد و سرخپوستان از آن محدوده رانده شدند. در سال 1770 به نام «الیس ایسلند» تغییر نام یافت زیرا در آن دوران رسم بود كه سفیدپوستان می توانستند شهر یا جزیره ای را خریداری كنند و به تصاحب خود در آورند. این جزیره كم كم آباد شد و ساختمان ها، خیابان، كانالهای زیرزمینی، بیمارستان، رستوران... بنا گردید. مهاجران زیادی به سوی این جزیره آمدند و از آن زمان به بعد رونق گرفت. بعد از ساخته شدن مجسمه آزادی عده ی بیشتری به سوی این جزیره جذب شدند. همه معتقد بودند كه مجسمه زیبای آزادی جزء شگفتیهای مدرن جهان است. این مجسمه مانند یك الهه می درخشد و جلال و قدرت و بزرگی در این مجسمه نمایان است.
    
    پیكره مجسمه آزادی
    
    
حال به توصیف این مجسمه به طور كلی و جامع می پردازیم. تاریخ ساخت این مجسمه به سال 1875 برمی گردد كه طراحی آن در فرانسه توسط فردریك بارتلدی فرانسوی صورت گرفت. مكانی كه این مجسمه در آن بنا گردید، در جزیره ی الیس یابدلو یا جزیره ی آزادی می باشد. این مجسمه در 4 ژوئن 1884 در فرانسه به پایان رسید و به نمایش گذاشته شد و مردم فرانسه این مجسمه را مشاهده كردند و تحسین نمودند. در اوایل سال 1885 مجسمه توسط كشتی به آمریكا منتقل شد. در سال 1877 «ریچارد هانت» معماری پایه ی مجسمه را به عهده داشت. در سال 1886 مجسمه برروی پایه قرار گرفت. در آن زمان «گراور كلیولند» رییس جمهور آمریكا بود. او گفت این مجسمه به طور حتم مورد توجه همگان قرار می گیرید و در آینده نیز یكی از شگفتیهای هنر پیكره تراشی می گردد و هیچ گاه از یادها فراموش نمی شود. مجسمه بسیار محكم و مقاوم ساخته شد. البته در برابر بادهای شدید كمی نوسان دارد و حدود 7 سانتی متر جابه جا می شود. لباس مجسمه به طرز لباسهای روم باستان است و تاجش دارای 25 پنجره به منظور 25 ماده معدنی در جهان است و 7 دندانه به منظور 7 دریا در جهان دارد. در دست چپش یك لوح قرار دارد كه برروی آن با حروف و اعداد رومی نوشته شده است: 4 جولای 1776، یعنی روز استقلال آمریكا از انگلیس. در دست راست مجسمه یك مشعل فروزان قرار دارد. فاصله ی مشعل تا پایه 93 متر می باشد. كل ارتفاع مجسمه از سر تا پا 34 متر است. بلندی پایه نیز 20 متر می باشد. مجسمه از مس و پولاد ساخته شده است و كل وزن مجسمه 225 تن است. این مجسمه برای مردم آمریكا بسیار با ارزش است. هر سال این مجسمه مورد ترمیم قرار می گیرد، زیرا بر اثر باد و باران و سرما و گرما فرسوده می شود. در انفجار 11 سپتامبر مجسمه ی آزادی صدمه ندید و مردم از این موضوع خوشحال شدند. زیرا وجود این مجسمه را برای كشور نشان مهم می دانند و به داشتن چنین مجسمه ای افتخار می كنند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 12:12  توسط امیر خان | 

نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزارقبانی

 

تو نه ايندرا گاندي هستي              نه قانع به جنبش عدم تعهد

در عشق سازشي وجود ندارد

ميان طوفان و شهر هاي فتح شده

صاعقه و ريشه درخت            طعنه و زخم          انگشتانم و موهايت

شعر هاي عاشقانه و شمشير هاي قريش      

ليبراليسم پستانهايت و پيمان هاي احزاب چپ

صلح نهايي بي معناست

 

بيرون از جغرافياي غبار و عطش

از عادات زميني ات جدا شو

كه عاطفه هاي زميني        آهنگي واحد           و لحني يكنواخت دارند

اما عشق دريايي ...      متفاوت ....      متفاوت ....

به جاذبه زمين تسليم نمي شود

اعتنايي به فصل هاي كشاورزي ندارد

جايي كه جنازه مردان از بي حالي منفجر مي شود

و پستان هاي زنان        از بيكاري            خميازه مي كشد

....

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 2:41  توسط امیر خان | 
و اگرخدا زن بود

شعر ی از ماريو بنه دتو شاعر اهل اوروگوئه

ترجمه : پويا ميرزاپور

 

و اگر خدا زن بود

خوآن بي هيچ شرمي در چهره پرسيد :

واي اگر خدا زن بود

شايد ما كافرين اين را از روي شكم گفته باشيم

نه عاقلانه

اما اگر خدا زن بود

به عرياني الهي اش نزديك تر مي شديم

براي بوسيدن پاهايش نه از برنز

لبهايش نه از گچ

پستانهايش نه از مرمر

ميان رانهايش نه از سنگ

اگر خدا زن بود در آغوشش مي كشيديم

تا از بارگاهش بيرون بيايد

و براي پيوند به سوگند نياز نبود

تا مرگ ا زهمديگر جدايمان كند

اگر خدا زن بود به جاي ايدز و اضطراب همخوابگي

جاودانگي اش را به ما مي بخشيد

همان جاودانگي كه زاييده ي شكوه اوست

اگر خدا زن بود در دور دست و در آسمانها جاي نمي گرفت

كه در دهليز دوزخ چشم به راهمان مي ماند

با گلي نه كاغذي

و عشقي نه فرشته وار

اي خداي من   اي خداي من

اگر از هميشه و تا هميشه يك زن بودي

چقدر زيبا بود اين رسوايي

چه دلپذير    چه باشكوه     چه كفر حيرت آوري !

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 2:22  توسط امیر خان | 

آشتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 2:15  توسط امیر خان | 
 برای اینکه یک فرد جذاب را جذب کنی ,خودت باید جذاب باشی
اگر تو برای فرداهایت فکر نکنی , شیاطین برای تو فکر میکنند .
انسانی فردا دستاوردی بدست می آورد, که امروز رویایی داشته باشد.

کسی که استقلال شخصیت نداشته باشد نمی تواند خالق باشد او تقلید می کند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 0:39  توسط امیر خان | 

                     

باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر ، با آن پوستين سرد نمناكش
 باغ بي برگي
 روز و شب تنهاست
با سكوت پاك غمناكش
ساز او باران ، سرودش باد
 جامه اش شولاي عرياني ست
ور جز اينش جامه اي بايد
بافته بس شعله ي زر تا پودش باد
گو بريد ، يا نرويد ، هر چه در هر كجاكه خواهد
 يا نمي خواهد
باغبانو رهگذاري نيست
باغ نوميدان
چشم در راه بهاري نيست
گر ز چشمش پرتو گرمي نمي تابد
ور به رويش برگ لبخندي نمي رويد
باغ بي برگي كه مي گويد كه زيبا نيست ؟
داستان از ميوه هاي سر به گردونساي اينك خفته در تابوت
پست خاك مي گويد
باغ بي برگي
خنده اش خوني ست اشك آميز
 جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن
پادشاه فصلها ، پاييز

 مهدی اخوان ثالث

اینم به مناسبت پاییز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 4:39  توسط امیر خان | 
تو وبلاگ هاله، لینک یک سایتی بود که توی اون میشه به آینده نامه نوشت و تاریخ  delivery  رو در آینده تعیین کرد ..من دیشب یک نامه نوشتم به آینده خودم به تاریخ سال دیگه (فکر میکنی تا وقتی که این ایمیل بخواد به دست من و تو برسه  این سیب زندگی چند دور چرخیده ؟ هان ؟  ...به هر حال اگر تا اون موقع هنوز آدرس  hotmail من و تو از دور تکنولوژی خارج نشده باشه ..این ایمیل به دستمون میرسه و میخونیم ...شاید با هم ...شاید .... یهو دلم گرفت ! ترس ما از آینده ...ترس از ناشناخته هاست !)از قول هاله

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 4:19  توسط امیر خان | 
زن:زن نانجیب قشنگ را می توان نجیب کرد اما زن زشت نجیب را نمی توان قشنگ کرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 23:34  توسط امیر خان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
موزیک ایرانی
مقالات علمی در مورد هر آنچه شما بخواهید
لینکدونی سایت و وبلاگ
پندارنیک گفتار نیک کردارنیک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM